موفقیت در بازاریابی اینترنتی(اصول شش گانه)

استو:

امروزه، راه‌اندازی کسب‌ و کار آنلاین و موفقیت در بازاریابی اینترنتی نسبت به گذشته تغییر کرده است. با یک پایگاه اینترنتی، یک محصول خوب و یک حساب در سامانه پرداخت الکترونیکی می‌توانید اقدام به این‌ کار کنید؛ دنیای تجارت الکترونیکعرصه بی‌کرانی از تعامل نفس‌گیر رقبای بی‌شمار و خستگی‌ناپذیر است. آیا با این اوصاف، شرکت و محصولات شما به‌ عنوان رقیبی برجسته عرض‌اندام خواهد کرد؟

۶ راهکار بنیادین موفقیت در بازاریابی اینترنتی زیر می‌تواند تأثیر به سزایی در موفقیت کسب‌ و کار کوچک شما در تجارت‌کده آنلاین کنونی داشته باشد:

۱- بستر تجارت‌ الکترونیک مناسب بازاریابی اینترنتی

موفقیت در بازاریابی اینترنتی

در یک بستر تجارت الکترونیک، گزینه‌های گوناگونی به‌ عنوان بازار جهت فروش کالاها و خدمات‌تان پیش‌ روی شماست. ولی در خط‌ مشی، نوع مخاطب و ساختار پرداخت در بازاریابی اینترنتی متفاوت است. مقررات لغو قرارداد و انصراف از حضور در بازارها و نظرات سایر کاربران در خصوص بازار مذکور را مطالعه کنید. سپس انتخاب‌هایتان را با توجه به ملاک‌ها و شرایط‌تان محدودتر کنید. به عنوان مثال، بهتر است تولیدکنندگان در عرصه جهانی به‌دنبال سایت‌هایی چون Amazon یا eBay باشند.

۲- اهمیت تثبیت علامت تجاری (برندسازی) در بازاریابی آنلاین

اهمیت علامت تجاری و برندسازی شما در بازاریابی اینترنتی، قول شرف شما به مشتریان و اجتماعی است که در آن عزت و آبرویی برای خود دست‌ و پا کرده‌اید. هرکاری از شما برمی‌آید، برای حفظ و حراست از آن بکنید. در گام اول، با بیانی شفاف و صادقانه و به دور از الفاظ خاص متداول میان اهالی صنعت، شرح مختصری از رئوس‌ کلی مطالب مرتبط با این علامت تجاری (ارزش‌ها، دورنما، رسالت و جهت‌گیری‌های شرکت‌تان) را تنظیم نمایید.

موفقیت در بازاریابی اینترنتیسپس، یک سند راهنمای کاربردی و قابل‌فهم برای عموم که حاوی توضیحاتی در ارتباط با آرم و ترکیب رنگ علامت‌ تجاری‌تان، پیام‌های آن برای مخاطبین و شعار تبلیغاتی همراه آن تهیه‌ نمایید. بدین‌ ترتیب محلی برای جزئیات مطالب مربوط به سازمان‌تان خواهید داشت و می‌توانید ریز اقداماتتان و شرحی منسجم از ماهیت‌ کلی شرکت‌تان جهت آگاهی کارکنان موجود و استخدام‌های جدید را در آن درج نمایید.

۳- تاثیر عکس محصول بر روی موفقیت در بازاریابی اینترنتی

برای موفقیت در بازاریابی اینترنتی و دنیای مجازی یادتان نرود، گاهی یک عکس محصول، یک خریدار را جذب می‌کند. عکس‌هایی خوب هستند که افراد را با القاء این فکر که «اگر من هم این کالا را داشته باشم، خودم، خانه‌ام و زندگی‌ام به‌خوبی و زیبایی این تصاویر خواهد بود» متمایل به خرید آن نماید.
موانع جلب‌توجه و عوامل تشدید خیال در عکس (از قبیل اشیاء تزیینی غیرضروری) را از صحنه عکس حذف کنید.

از نور طبیعی استفاده کرده و محصولتان را در جای طبیعی‌اش (مثلاً لباس را بر تن فرد یا حوله را در حمام) نشان‌ دهید. مجموعه متنوعی از تصاویر (بطور مثال تصاویری از قسمت‌های مختلف کالا و از زاویه‌های متفاوت برای نمایش جزئیات یا تصاویری از اندازه‌های مختلف برای مقایسه) تهیه‌ نمایید.

۴- خدمات پس‌ از فروش بازاریابی اینترنتی

یکی از عواملی که مخصوصاً در تجارت الکترونیک و در دنیای مجازی که ارباب‌ رجوع معمولاً حداقل تجربه‌شخصی در استفاده از کالا دارند، بیشترین تأثیر را در ترغیب ارباب‌رجوع به خرید دارد، کیفیت خدمات پس‌ازفروش است. افرادی که قصد خرید دارند، شرکت‌هایی را ترجیح می‌دهند که اطلاعات جامع‌تری از لحاظ معرفی تفصیلی ویژگی‌ها، امکانات و مزایای محصول و رده‌بندی محصولات مختلف براساس استانداردها، کیفیت و عملکرد در اختیارشان می‌گذارند. خواست مشتریان آن است که از کلام و آرای انسان‌های صاحب‌نظر برای جستجو در دنیای بی‌جان کالاها یاری بگیرند.

موفقیت در بازاریابی اینترنتی

سعی کنید فرآیند تحویلِ محصول به مشتری کمی رنگ عاطفی و دوستانه به‌خود بگیرد. اقداماتی از قبیل درج یکی از انواع عبارات ساده با مفهوم تشکر و قدردانی بروی کالا و یا گنجاندن یک نمونه محصول به‌عنوان اشانتیون برای تبلیغ محصول‌تان از این‌جمله‌اند. چنین تمهیداتی تأثیر شگرفی در حفظ مشتری و تبدیل مشتری موقتی به ثابت و ترغیب آنها به مراجعات بعدی و درج نظرات و تجربیات مثبت و تعریف و تمجیدهای آنها در سایت شرکت خواهد داشت.

از ثبات‌قدم در ارائه خدمات پس‌ازفروش سریع، فوری و به‌موقع کوتاهی ننمایید. به کارکنانتان آموزش دهید به نقدها، شکایات یا پیشنهادات با پاسخ‌ها و لحنی مثبت و یکنواخت رسیدگی کنند.

۵- درج نام و توضیحات محصول برای موفقیت در بازاریابی اینترنتی

عامل اصلی در جستجوی برخی بازارهای آنلاین در موتورجستجو، نام و توضیحات آن‌هاست.

بسیاری از بازارها عنوان محصول را هم در آدرس اینترنتی خود می‌گنجانند که این خود به موتور جستجو اجازه می‌دهد حین جستجوی بخشی از عنوان کالا توسط کاربر، محصولاتتان را بیابد. عنوانی توصیفی برای محصولتان قرار دهید. عنوان «سایبان صندلی ماشین» نسبت به «سایبانِ صندلی ماشین نوزاد به‌رنگ آبی سیر دارای کاربرد در موقعیت‌های دریانوردی و V‌ شکل» فاقد عبارت‌های کلیدی چون «دریانوردی»، «V شکل» و «آبی سیر» است و به‌همین‌خاطر درصد موفقیت تولیدکننده آن را در جستجو کاهش می‌دهد؛ بنابراین عنوان دوم هنگام جستجوی سه عبارتِ بیشتری که در خود گنجانده است پیدا می‌شود درحالی‌که این در موردِ عنوان نخست ممکن نیست.

توضیحاتی خلاصه و ساده ولی آگاهی‌بخش و حاوی حداکثر ویژگی‌های کالایتان تنظیم نمایید. تمام جزئیات مهم (از قبیل ابعاد، رنگ‌های مختلف، ملاحظات نگه‌داری و حداکثر زمان تحویل) را در توضیحات کالا بگنجانید. همچنین توضیح دهید کالایتان چیست و چگونه باید از آن استفاده نمود. ممکن است دانستن این مطالب برای شما چیزی بدیهی باشد ولی انتظار نداشته باشید مشتریان و بازدیدکنندگان محصول‌تان از آنها آگاهی داشته باشند.

۶- اجتماعی شوید

شبکه‌های اجتماعی اگر بطور صحیح در بازاریابی دیجیتالی مورد استفاده قرار گیرند، یار باوفا و عصای دستتان میشوند. این روش بیش از آنچه مردم تصور می‌کنند نیاز به صرف وقت و توان دارد. این شبکه‌ها نه‌تنها به شما در برقراری ارتباط با مشتریان یاری می‌رسانند بلکه می‌توانند شیوه‌ای عالی برای تعامل و تبادلِ تجربیات موفق با سایر فروشندگان آنلاین باشند.

هر شبکه اجتماعی مخاطبین متفاوتی را در اولویت سیاست‌گذاری برای ارائه خدمات قرار می‌دهد. محل مناسب برای عکس‌های زیبای محصولات شما در اینستاگرام و پینترست است که در صورت پسند می‌تواند به سفارش محصول بیانجامد. در فیس‌بوک هم می‌توان جایی برای تعریف و تمجید از خدمات پس‌ازفروش درنظرگرفت که خود می‌تواند زمینه را برای رجوع مجدد مشتری فراهم نماید. از توئیتر هم می‌توان برای اطلاع‌رسانی به علاقه‌مندان در مورد هرگونه ارتقاء کیفیت و … در محصولات و تغییرات در شرکتتان بهره بگیرید.

منبع

بازاریابی ویروسی چیست ؟

استو:

 (Viral Marketing) یا بازاریابی ویروسی چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟

اگر شما هم با این پرسش که مفهوم بازاریابی ویروسی چیست مواجه شده‌اید، در این مطلب به بررسی این مفهوم و چند مثال از کمپین‌های مرتبط با بازاریابی ویروسی خواهیم پرداخت. در ادامه با رسپیناتک همراه باشید.

بازاریابی ویروسی از دو کلمه بازاریابی (Marketing) و ویروسی (Viral) تشکیل شده است. بازاریابی به معنی یافتن بازار جدید است. اما منظور از بازایابی ویروسی چیست ؟ ویروس، باکتری بسیار کوچکی است که برای تکثیر به سلول میزبان می‌چسبد و از امکانات سلول میزبان برای تکثیر استفاده می‌کند. همچنین این سلول برای تکثیر بعد از چسبیدن به سلول میزبان یک نمونه از خود تولید می‌کند و سلول میزبان را رها می‌کند.

یعنی اگر یک ویروس داشته باشیم تعداد آن‌ها به شکل زیر افزایش خواهد یافت : ۱، ۲، ۴، ۸، ۱۶، ۳۲، ۶۴، ۱۲۸، ۲۵۶، ۵۱۲، ۱۰۲۴ و… . ویژگی این نوع تکثیر، رشد تصاعدی تعداد آن‌ها در مدت زمانی کوتاه خواهد بود.

بازاریابی ویروسی چیست

تغذیه از سلول میزبان و رشد تصاعدی، دو ویژگی مهم در ویروس‌هاست. حالا با تعریف‌های ارائه شده بازاریابی ویروسی چیست ؟ یافتن بازارهای جدید با استفاده از شبکه های اجتماعی با دو ویژگی همراه کردن دیگران و رشد تصاعدی تعداد همراهان است. برای درک بهتر این موضوع که بازاریابی ویروسی چیست ابتدا چند کمپین موفق را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

کمپین بشقاب آرزوها از پریل #بشقاب_آرزوها

کمپین تبلیغاتی جدید پریل که با هدف تثبیت برند این شرکت انجام شد، تاکنون یکی از موفق‌ترین و حرفه‌ای‌ترین کمپین‌های شکل گرفته در ایران است. کمپین بشقاب آرزوها در ماه مبارک رمضان با هدف کمک به کودکان نیازمند انجام شد.

بازاریابی ویروسی چیست

در این کمپین هر عکس کمک به یکی از کودکان خیریه بچه‌های آسمان را نشان می‌دهد. همان‌طور که مشاهده می‌کنید استفاده از دیگران برای گسترش این پیام و رشد تصاعدی و سعودی آن، دو ویژگی این کمپین است.

کمپین ایران را باید دید #mustseeiran

کمپین ایران را باید دید با هشتک #mustseeiran به شهرت زیادی دست یافت. این کمپین توانست بازتاب زیادی در صنعت گردشگری ایران داشته باشد. طراح این کمپین آقای علی عراقچی است. فعالیت‌های انجام شده در شبکه‌های اجتماعی توانست نظر رسانه‌های معتبری نظیر CNN یا واشنگتن پست را به این خبر جلب کند.

بازاریابی ویروسی چیست

این کمپین با هدف تغییر دید مردم دنیا نسبت به ایران انجام شد. در هفته اول این کمپین نزدیک به ۲۷ میلیون نفر را با خود همراه کرد که این موضوع نشان از موفقیت این کمپین دارد. رشد سریع و استفاده از مردم دو ویژگی بازاریابی ویروسی است که در این کمپین نیز به خوبی رعایت شده است.

کمپین خرید خودرو صفر ممنوع

این کمپین یک ائتلاف مردمی بود که با هدف اعتراض به کیفیت خودروهای داخلی شکل گرفت. قدرت این کمپین به حدی رسید که “محمدرضا نعمت‌زاده” وزیر صنعت کابینه حسن روحانی حامیان این کمپین را خائن و ضدانقلاب خواند. نشانه‌های موفقیت این کمپین را می‌توان در تولید دو شرکت خودروسازی کشور یافت. تولید شهریور ماه این دو کارخانه به نصف همین ماه در سال گذشته خود کاهش یافت. این کمپین از دو ویژگی پخش ویروسی و استفاده از دیگران برای گسترش پیام خود استفاده کرد.

بازاریابی ویروسی چیست

همان‌طور که ملاحضه می‌کنید تمام کمپین‌های نام برده با استفاده از شبکه‌های اجتماعی و دو ویژگی همراه کردن دیگران و رشد تصاعدی توانستند به اهداف خود دست یابند. حال اگر بخواهیم به صورت ساده تعریف کنیم که بازاریابی ویروسی چیست باید بگوییم بازاریابی ویروسی، بازاریابی در شبکه های اجتماعی است که به صورت ویروسی پخش شود. پخش ویروسی یعنی دیگران در این مسیر همراهی کنند تا نتیجه به صورت تصاعدی رشد کند. حالا که متوجه شدیم بازاریابی ویروسی چیست ، برای راه‌اندازی آن باید چه مواردی را مد نظر قرار دهیم؟ در ادامه به هشت گام برای راه‌اندازی موفق یک کمپین اشاره خواهم کرد.

انتخاب هدف بازاریابی ویروسی

در یک کمپین باید قبل از انجام هر کاری هدف آن مشخص باشد. در کسب و کارها این هدف می‌تواند افزایش فروش، تثبیت یا معرفی برند یک شرکت و یا اهدافی دیگر باشد.

انتخاب موضوع و بازه زمانی کمپین

بعد از مشخص شدن هدف، باید موضوعی متناسب با آن هدف را انتخاب کرد. بهتر است این موضوع در راستای کسب و کار شما باشد. انتخاب زمان کمپین نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. معمولا کمپین‌ها مدت زمان محدود و کوتاهی دارند. بهتر است این بازه در مناسبتی متناسب با موضوع آن باشد. این مناسبت می‌تواند قهرمانی تیم والیبال ایران، کنکور، ماه رمضان و… باشد.

انتخاب شعار کمپین

شعار کمپین باید تداعی‌گر تصویر ذهنی مردم از موضوع کمپین ما باشد. شعار، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و بهتر است کوتاه باشد.

بازاریابی ویروسی چیست

انتخاب شاخص موفقیت

باید شاخص‌هایی را برای خود در نظر بگیریم تا بتوانیم در انتهای کمپین بسنجیم که آیا به شاخص‌های خود رسیده‌ایم یا خیر؟ این شاخص ممکن است میزان فروش، تعداد مشارکت مردم و… باشد.

شناسایی محل نشر کمپین

برای موفقیت در کمپین باید محل درست نشر آن را یافت. بهترین کمپین‌ها اگر در جای نادرستی انتشار یابند با شکست مواجه خواهند شد. همان‌طور که برای رشد یک ویروس محل شروع تکثیر آن بسیار حائز اهمیت است برای یک کمپین نیز محل نشر آن مهم است.

کشف راه‌های جایگزین در صورت شکست اولیه کمپین

باید قبل از شروع کمپین راه‌های جایگزین دیگری را شناسایی کنیم تا در صورت شکست اولیه کمپین بتوانیم سریعا از راه‌های دیگری استفاده کنیم.

ارائه آمار به دنبال کنندگان کمپین

در حین کمپین مهم است که مخاطبان را از نتیجه و دستاوردهای کمپین مطلع کنیم. این کار باعث خواهد شد تا مشارکت افراد در آن افزایش یابد و به رشد سریع‌تر کمپین کمک کند.

تحلیل و بررسی نتیجه کمپین

بعد از اتمام کمپین باید شاخص‌های خود را بررسی کنیم و بسنجیم که آیا این کمپین به موفقیت دست یافته است یا خیر؟ نقاط قوت و ضعف ما چه بوده است؟ اشتباهات و موفقیت‌های ما در کجا بوده است؟

منبع

بازاریابی موفق با ۵ تکنیک ساده

استو:

بازاریابی موفق

هیچ نیازی نیست برای داشتن یک بازاریابی موفق راه‌های پیچیده و دشوار را امتحان کنید. این ۵ تکنیک ساده را به کار گیرید و تجارت خود را متحول سازید. در ادامه شما را با ۵ تکنیک ساده و کاربردی برای داشتن بازاریابی موفق آشنا می‌کنیم. به کار بستن این تکنیک‌ها ساده و بی‌دردسر است و حجم فروشتان را افزایش می‌دهد. با کمک این تکنیک‌ها می‌توانید کسب و کار جدیدی برای خود دست و پا کنید.

  1. همیشه بکوشید تا چیزهای تازه‌ای برای ارائه کردن داشته باشید.

هر بار که شما چیز جدیدی به کسب و کار خود اضافه می‌کنید، این فرصت را می‌یابید که فروشتان را رونق دهید. به عنوان مثال می‌توانید اطلاعات تازه و دست اولی در وبسایت خود منتشر کنید و به همین سادگی آمار بازدید از سایت خود را افزایش دهید و مجالی برای فروش کالا به مشتریانی خواهید داشت که برای سر در آوردن از این اطلاعات جدید به وبسایتتان مراجعه کرده‌اند.

افزودن یک محصول جدید یا خدماتی نوین و متفاوت به لیست اقلامی که در حال حاضر عرضه می‌دارید، می‌تواند جهش قابل توجهی در میزان فروشتان ایجاد کند. اضافه کردن یک محصول جدید به ٣ طریق می‌تواند افزایش حجم فروش را در پی داشته باشد:

• مشتریانی که پیش از این علاقه‌ای به محصولات و خدمات شما نداشته‌اند جذب برندتان می‌شوند.
• ممکن است مشتریان فعلیتان شیفته این محصول جدید شده و نسبت به خرید آن اقدام کنند.
• می‌توانید دو یا چند محصول خود را در قالب یک بسته ترکیبی تشویقی به مشتریان پیشنهاد داده و حجم فروشتان را افزایش دهید.

  1. به یک منبع و مرجع ارزشمند بدل شوید.

به دنبال راهکارهایی باشید که شما را در چشم مشتریان فعلی و احتمالیتان به یک مرجع گران‌مایه تبدیل می‌کند. به صورت رایگان اطلاعاتی در اختیارشان قرار دهید. به آن‌ها کمک کنید تا کارهایشان را سریع‌تر و آسان‌تر پیش ببرند و همه چیز برایشان ارزان‌تر تمام شود. هر بار که آن‌ها برای کمک گرفتن به شما مراجعه می‌کنند، فرصتی می‌یابید تا چیزی به آن‌ها بفروشید.

بازاریابی موفق

  1. حساب خود را از سایر رقبایتان سوا کنید.

به مشتریان خود دلیلی بدهید که به سراغ شرکت‌هایی که همان محصول را ارائه می‌دهند، نروند و با شما کار کنند. نتایج سریع‌تر، روند کاری ساده‌تر، توجه و رسیدگی شخصی و گارانتی بهتر از جمله عواملی ست که متمایز و برجسته بودن محصولات شما را در پی خواهد داشت. مزایای منحصر به فرد خود را باز شناسید و به دیگران بشناسانید! ببینید محصولات شما نسبت به نمونه‌های رقیب چه برتری‌هایی دارند و در تمامی تبلیغات خود در مورد این مزیت‌ها سخن بگویید. برای مشتریان احتمالی خود دلیلی بیاورید که شما را به شرکت‌های رقیب ترجیح دهند و از این طریق فروش شما به صورت اتوماتیک افزایش می‌یابد.

  1. بر روی نتیجه نهایی محصولتان مانور دهید و در تمامی تبلیغات خود لحاظ کنید.

این نکته را در نظر داشته باشید که مشتریان به دنبال محصولات و خدمات شما نیستند؛ آن‌ها در پی مزایایی هستند که در نتیجه استفاده از این محصولات عایدشان می‌شود. به عنوان مثال خریداران اتومبیل، یک تصویر ذهنی مشخص از اتومبیل محبوب خود داشته و در جستجوی راحتی حمل و نقل هستند. بیماران دندان‌پزشکی از درد و رنج بی‌زارند اما می‌خواهند دندان‌هایی سالم و زیبا داشته باشند. اطمینان یابید در صفحات وبسایت، نامه‌های فروش و پیام‌هایی که برای مشتریانتان ارسال می‌کنید، در خصوص نتایج باب میل آن‌ها سخن گفته‌اید.

بازاریابی موفق

  1. پیش‌بینی تغییر

“تغییر” بزرگ‌ترین چالشی ست که بر سر راه موفقیت تجاری شما سبز می‌شود. روزگار خوش دیروز که شرکت‌ها می‌توانستند با تکرار تکنیک‌های موفقیت‌آمیز پیشین خود رشد کرده و توسعه یابند، سپری شده. با وجود رقبای مبتکر و خلاق که پشتکار و تلاششان شبانه‌روزی ست و سرعت سرسام‌آور تغییر تکنولوژی چنین کاری نامیسر و نشدنی ست.

باید گوش به زنگ تغییرات باشید و خود را برای شرایط جدید آماده کنید. منتظر نمانید تا درآمدهایتان کاهش یابد و آن‌گاه به تکاپو بیفتید و دست به کار شوید. عادت گشتن به دنبال نشانه‌های تغییرات احتمالی باید در سیستم کاری شما نهادینه شود و پیش از آن که تغییرات کسب و کار شما را به ورطه نابودی کشاند به مقابله با آن برخیزید.

نکته: اگر می‌خواهید طوفان تغییرات پیش آمده آسیبی به شما وارد نکند، شمار محصولات و خدمات خود را افزایش دهید و از روش‌های متنوعی برای بازاریابی محصولاتتان بهره بگیرید. اگر فروش یکی از محصولات شما سیری نزولی در پیش گیرد یا یکی از متدهای بازاریابی شما با مشکل مواجه شود، بر روی تنها بخش کوچکی از کسب و کارتان تأثیر خواهد داشت. ( از بازاریابی ویروسی چه می‌دانید؟)

کدام یک از این ۵ تکنیک بازاریابی موفق و مؤثر را به کار بسته‌اید، کدام یک را از قلم انداخته‌اید؟ همین امروز آن‌ها را به کار گیرید و شاهد افزایش بی‌درنگ حجم فروش خود باشید.

منبع:

بازاریابی شبکه های اجتماعی: راهنمایی برای تجارت و رسانه های اجتماعی

استو:

بازاریابی رسانه های اجتماعی یک اصطلاح کلی است و بخشی از تجارت اجتماعی محسوب می‌شود. این نوع بازاریابی بابازاریابی محتوا در ارتباط بوده و چشم اندازی یکپارچه با جهت گیری مشتری مدارانه است.

با استفاده از تاکتیک‌های استفاده از رسانه های اجتماعی، می‌‌توان بسیاری از اهداف بازاریابی را تقویت و آغاز نمود. رسانه‌ های اجتماعی (بدون بخش بازاریابی) یک اصطلاح کلی‌ محسوب می‌شود. در واقع تعاریف زیادی برای رسانه های اجتماعی وجود دارد و اگر بخواهیم آن را ساده کنیم رسانه اجتماعی به مجموعه سایت ها، سیستم عامل‌های آنلاین، فناوری اینترنتی و ابزار دیجیتالی گفته می‌شود که امکانات زیر را برای افراد فراهم می‌‌آورد:

  • تعامل با یکدیگر و شرکت در کمپین‌های آنلاین مرتبط با منافع به اشتراک گذاشته شده در وب.
  • به اشتراک گذاری اطلاعات، محتوا و عقاید با دیگران به صورت جمعی و یا در یک گروه و شبکه کوچک‌تر.
  • شرکت در جلسات، ایجاد همکاری و مشارکت آنلاین.

بازاریابی شبکه های اجتماعی بمفهوم استفاده از رسانه و تاکتیک‌های اجتماعی در چشم انداز بازاریابی یکپارچه استفاده می‌‌کند و اینگونه به هدف نزدیک می‌شود. در حالیکه، دیگر فعالیت‌های بازاریابی نیز تقویت می‌شود. برای رشد و پیشرفت این نوع بازاریابی باید فعل و انفعالات، سیگنال‌ها و عقاید مخاطب هدف نیز در نظر گرفته شود (با شنیدن و انجام دادن).

رسانه های اجتماعی

سهم بازاریابی شبکه های اجتماعی و تجارت‌های مرتبط

رسانه های اجتماعی برای اهداف تجاری زیادی مورد استفاده قرار می‌گیرد، این اهداف شامل بازاریابی و کسب وکاری است که ارتباط نزدیکی‌ با بازاریابی دارد. به علاوه در نظر گرفتن دیدگاه مشتری و بازاریابی یکپارچه برای این کسب و کارها ضروری است.

این کسب و کارهای مرتبط با بازاریابی شامل:

  • خدمات مشتریان، که در زمینه اجتماعی با نام بازاریابی نوین خوانده می‌شود.
  • مطالعات بازار و مشتری، که برای خدمات دهی بهتر به تجارت و مشتری طراحی شده است.
  • همکاری، که شامل همکاری داخلی و همچنین همکاری با مشتریان و شرکا (همکاری اجتماعی) است.
  • مدیریت ارتباط با مشتری، که نقش مهمی در دریافت نظرات مشتریان و توسعه بازاریابی دارد.
  • فروش، در واقع مدیریت ارتباط با مشتری پلی است میان فروش و بازاریابی، اما فروشندگان نیز می‌توانند برای فروش کالاها از شبکه های اجتماعی استفاده کنند و در بازاریابی رسانه های اجتماعی سهیم باشند.(پیشنهاد میکنیم مقاله “استفاده موثر از شبکه های اجتماعی“را مطالعه کنید .
  • و غیره

در انتها، تعریف رسانه اجتماعی، خود به تنهایی حائز اهمیت نیست. امروزه بیشتر افراد برای تعریف رسانه های اجتماعی به نظری واحد رسیده‌اند و موضوع بحث ما در اینجا پرداختن به این مساله نیست. رسانه اجتماعی تحولی‌ است که فراموش نمی‌‌شود، بلکه به صورت یک تحول یا رسانه جدید ظاهر می‌‌گردد. همچنین می‌‌توان رسانه های اجتماعی را بواسطه تغییراتی که در ارتباط با رفتار، اجتماع، کسب و کار و حتی فرهنگ به وجود آورده و سرعت بخشیده است، تعریف کرد.

رسانه های اجتماعی ابعادی فنی‌ نیز دارد. اکثر رسانه‌ های اجتماعی بر اساس “فناوری وب ۲.۰” ( یک اصطلاح کلی‌) کار می‌‌کنند. این فناوری‌ها شامل  اپلیکیشن‌‌های قدرتمند، AJAX  و … هستند.

بازاریابی رسانه های اجتماعی: اهدافی پیش از کانال

رسانه‌ های اجتماعی به مردم این امکان را می‌دهند تا از راه‌های بیشتر و شخصی‌تری نسبت به گذشته با یکدیگر در ارتباط باشند. این راه‌ها به شکل‌ شبکه‌ های اجتماعی، وبلاگ‌ها و خدمات بوکمارک‌ های اجتماعی وجود دارند. این در حالی‌ است که سیستم عاملی که تحت نام کلی‌ رسانه اجتماعی گروه‌بندی می‌‌شود و همچنین میزان پویایی آن، از اهمیت بالائی برخوردار است. به هر حال اگر شما بازاریاب هم نباشید، بهتر است از چگونگی کارکرد کانال‌ها، همانگونه که همکاران و مشتریان‌تان از نرم افزارهای اجتماعی استفاده می‌‌کنند، اطلاع حاصل کنید. با توجه به ویژگی‌ ذاتی رسانه‌ های اجتماعی و تحولی‌ که این رسانه به وجود آورده، مشخص است که وقتی‌ کاربران به عنوان یک ویژگی‌ خاص به حساب آیند، بازاریابی رسانه های اجتماعی نقش مهمی‌ در کل بازاریابی دیجیتال و تجارت اجتماعی ایفا می‌‌کند.

برای رسیدن به موفقیت در این زمینه، قبل از انتخاب هر سیستم عاملی باید اهداف را مشخص کنید، مخاطب خود را بشناسید و بدانید، نیاز هر لحظه‌تان برای مقابله با چالش‌ها چیست و چگونه باید به موفقیت دست یافت. شروع این کار، بدون هدفمندی ایده‌آل‌ها، بی‌ معنی‌ است. هرگز یک مجموعه عالی و بی‌نقص از بازاریابی رسانه های اجتماعی وجود ندارد.

هنر علاقه‌مند کردن مشتری

علاقه‌مند نمودن، ارتباط و تقابل با مشتری و گفتگو‌های یکپارچه که از محرک‌های هدف کسب و کار هستند، بازاریابی رسانه های اجتماعی را تشکیل می‌دهند. در بازاریابی مدرن، مشتری تنها دریافت کننده و فرستنده پیام نیست، بلکه باید او را به عنوان یک کاربر فعال محصول و برنامه‌های بازاریابی در نظر گرفت و مشتری را با این حس واقعی به محصول علاقمند کرد. تاکتیک‌های بازاریابی با تکبه بر بازاریابی شبکه های اجتماعی مانند بازاریابی محتوا در پی علاقه‌مند نمودن مشتریان هستند و تمام این فعالیت‌ها در جهت ایجاد درست ارتباط، محتوا و تقابلات اجتماعی درست و منطقی است. برای جلب نظر مشتریان باید آن‌ها و نیازهای آن‌ها را به‌درستی شناخت.

تمرکز بر چند تجارتی که با بازاریابی رسانه اجتماعی در ارنباطند:

  • علاقه‌مندسازی بازاریابی: ارتباط دائم مشتری با یک برند و علاقه‌مند نمودن آن‌ها برای خرید مشتریان برای فعالیت.
  • ایجاد آگاهی‌: افزایش اعتبار و ارتباط خوب با مشتری (ارتباط رسانه های اجتماعی با بازاریابی محتوا)
  • آزمایش پیشنهاد‌های جدید: و پیدا کردن نیاز‌های افراد با شرکت در اجتماعات، همکاری با آن‌ها و جذب مناسب با توجه به نیازها.
  • رهبری و مدیریت
  • فروش با تکیه بر فرایند خرید: و هدایت خریدار به سوی خرید قطعی بر مبنای نیازهای اساسی
  • ایجاد ارتباطی قوی: با بهترین مشتریان خود برای افزایش فروش، جلوگیری از ریزش مشتری و ایجاد حس وفاداری در آن‌ها
  • برنامه‌ریزی برای جلب مشتری و درک این موقعیت: با شناخت تمایلات مشتری و ایجاد ارتباط قوی با آن‌ها از طریق برند یا صنعتی که در آن فعالید.
  • بازاریابی اجتماعی: شناسایی و پرورش اجتماعات آنلاین مردمی که منافع مشترکی دارند.

از آنجا که رسانه های اجتماعی ارتباطات مردم با یکدیگر را شکل می‌دهد، ما نیز می‌توانیم با شخصی‌سازی علاقه‌مندی مشتری، ارتباطی قدرتمندتر و هوشمندانه‌تر  با مشتریان داشته باشیم.

بازاریابی رسانه های اجتماعی اساسا درباره درجات‌ گوناگون ایجاد ارتباط است:

  • بازاریابی رسانه های اجتماعی به شما اجازه خواهد داد تا شخصیت خود را نیز وارد برندتان کنید و آنرا از بی هویتی که مشتریان را پراکنده می‌سازید رها سازید.
  • بازاریابی رسانه های اجتماعی به شما اجازه می‌‌دهد تا با ایجاد ارتباطات کلامی با خریدار در مورد کالای خود اطلاع رسانی کنید.
  • بازاریابی رسانه های اجتماعی تنها درباره ایجاد ارتباط از یک طریق نیست و می‌توان از راه‌های مختلفی آنرا به خدمت گرفت.

با اینکه فعالیت در رسانه های اجتماعی ساده به نظر می‌‌رسد، اما امکانات بازاریابی و تجارت آن بی‌انتهاست. رسانه اجتماعیخود به تنهایی می‌تواند ابتکارات خلاقانه‌ای را در بازاریابی ایجاد کند، اما بهترین راه استفاده از آن، یکپارچه‌سازی تفکرات مختلف است.

شرایط کلیدی برای موفقیت در بازاریابی رسانه اجتماعی

برای موفقیت در بازاریابی رسانه اجتماعی باید:

  • دیدگاه یکپارچه، جامع و جند منظوره داشته باشید.
  • مشتری محور باشید و مشتری محور فکر و کار کنید.
  • سعی کنید بفهمید که مردم کجا و چگونه تصمیم دارند با شما در ارتباط باشند.
  • فرایند خرید را از فروش به خرید تغییر دهید.
  • استراتژی، هدف و برنامه داشته باشید.
  • تجارتی را انتخاب کنید که منابع آن در دسترس باشد.
  • بدانید که بازاریابی رسانه اجتماعی، دیگر اشکال‌ بازاریابی را نیز تقویت می‌‌کند.
  • بازاریابی را مثل یک گفتگو ببینید.
  • تبلیغات تکراری را از ذهنتان دور کنید.
  • بدانید که تمام رسانه‌های اجتماعی و شبکه‌ها از یکدیگر متفاوتند و روش خاصی در ایجاد تقابل دارند، پس بر روی آن‌هایی تمرکز کنید که برای تجارت شما و مشتریانتان مناسبند.
  • به کاربران، فالوئرها، مشترکین و مشتریان به دیده احترام بنگرید.
  • همه را به دید مشتری و فروشنده ببینید، حتی همکاران‌تان را.
  • بشنوید، ارزیابی کنید، نظارت نمایید و سپس عمل کنید.
  • شنیده‌های خود را به تجارت تزریق کنید (اطلاعات و مدیریت ارتباط با مشتری).
  • معیار‌های درست و شاخص‌های اجرایی کلیدی را برای کسب موفقیت مشخص کنید.
  • به همکاران خود کمک کنید.
  • به بررسی نقشی که رسانه اجتماعی در زندگی‌ مشتریان دارد، بپردازید.
  • به زبان مشتری صحبت کنید.
  • به مفهوم ارزش‌ها، ارتباطات و گفتگو‌ها توجه کنید، اما بازگشت سرمایه و تراز مالی را نیز در نظر داشته باشید.
  • متعهد باشید.
  • به مشتریان توجه کنید.
  • سعی کنید با ایجاد روابط درست و مثبت تجارت خود را گسترش دهید.
  • فراتر از تجارت سنتی‌ بیاندیشید.
  • انسان دوستانه فکر کنید: خودتان باشید و به کارمندان شرکت توجه کنید.
  • به ارزش‌ها توجه کنید.
  • داده محور باشید.

نظر خریداران و رفتار آن‌ها در خرید آنلاین چقدر متغیر است: ۱۰ تغییر در اینجا مورد بررسی قرار می‌گیرد

برای درک درست بازاریابی رسانه‌ های اجتماعی باید به پتانسیل‌های آن در بازاریابی نیز دقت داشته باشیم. این نکته ضروری را باید حتما به خاطر سپرد که باید روش‌های انتخابی مردم را برای خرید کالاهای مورد نیاز را مورد بررسی قرار داد، چه بصورت مستقیم ( ارتباط در محیط کار و یا از طریق بررسی محتوا، وبلاگ، وبسایت، شبکه‌ های اجتماعی، گزارش‌های فروش و …) و یا غیر مستقیم (صحبت با دوستان و …).

رسانه اجتماعی می‌‌تواند به رشد تمام‌ این موارد کمک کند و برای درک درست آن باید نگاهی‌ به تغییرات رفتار مشتریان در خرید بیاندازیم.

لیستی از  مواردی که مشتری در آن‌ها از خرید انصراف می‌دهد و تاثیر آن بر بازاریابی و تجارت

۱گسترش رسانه‌ها و منابع متنوع خرید

یکی‌ از پیامد‌های رسانه های اجتماعی گسترش و دسترسی بیشتر خریداران به کانال‌ها است. مردم چه برای خرید و چه برای دیگر کارها به جستجو در کانال‌ها می‌پردازند و مدام از صفحه‌ای به صفحه دیگر می‌روند. این عادت، بر چگونگی ارتباط فروشنده با مشتری و ایجاد رابطه دوستانه با آن‌ها بسیار تاثیر گذار است.

در یک دهه گذشته با ارسال چندین ایمیل و آگهی می‌شد توجه مشتری را معطوف نمود. امروزه یک برند باید تمام هوش و حواسش را برای پیدا کردن مشتری بگذارد، آنهم از طریق استفاده از چند کانال و صفحات مختلف. تاثیر استفاده از شبکه های اجتماعی را می‌توان در نشریات و ارتباطات اجتماعی سنتی به وضوح دید.

۲تغییر مسیر به سمت خرید ( تبدیل شدن از یک خریدار منفعل  به خریدار فعال)

امروزه دیگر روش‌های سنتی فروش آنچنان کارآمد نیستند و حتی جلب نظر روزنامه نگاران و شرکای کاری نیز مشکل به نظر می‌رسد. زمان و توجه کمیاب شده‌اند. مردم دوست ندارند کسی مزاحم آن‌ها شود مگر یک دلیل خوب و قانع کننده برای کارش داشته باشد. آن‌ها نمی‌خواهند مثل گذشته خرید کنند. دوست دارند خودشان اجناس مورد نظرشان را پیدا و کشف کنند و چالش واقعی،‌ جلب رضایت آن‌ها در خلال این فعالیت و برقراری ارتباط با آن‌ها و مدیریتو رهبری خلاقانه است.

ایجاد و توسعه ارتباطات و همینطور رهبری، بر عهده بخش‌های دیگری چون بازاریابان محصول، منابع انسانی‌ و روابط عمومی است. مردم در طی فرایند خرید و سایر تصمیمات زندگی‌ خود را کنترل می‌کنند. در زمینه تبلیغات امروزی، خریداران ترجیح می‌‌دهند براساس انتخاب خود و ارتباطات اجتماعی و آنلاین خرید کنند. چالش اساسی آن‌ها در تصمیم‌گیری برای خرید داشتن حضور ذهن بالاست. (برای مثال نوشتن یک داستان با مضمون ارتباطات رسانه‌ای) در اینجا اجتماع با توجه به نگرش‌های شخصی نقشی مهم دارد.

بازاریابی رسانه های اجتماعی

بازاریابی شبکه های اجتماعی

                                 

بازاریابی رسانه های اجتماعی

در صورت از بین رفتن پروسه فروش، بازاریابی نیز مفهوم خود را از دست می‌دهد، اما تنها راه برای حفظ آن توجه به علایق مشتری است. اینبار برای جلب نظر مشتریان بجای ارسال پیام های تبلیغاتی بیشتر به نیازهای مشتری توجه کنید و بدانید که کلید موفقیت شما در کشف نیازهای مشتری نهفته است، اما استفاده از کانال‌ها و محتواهای کاربردی نیز مهم است.

۳شناخت برند

در گذشته برند، جایگاه خاصی در برندینگ و ایجاد موقعیت داشت. اگرچه که امروزه می‌دانیم آگاهی و اعتبار، نقش مهم‌تری در معرفی‌ یک برند و کسب و کار دارند. امروزه توجه به مشترکات میان خریدار و فروشنده، نقش مهمی در درک تجربیات مشتریان در خرید دارد. یک برند در واقع راهی برای رسیدن به احتیاجات و توقعات مشتریان و تجار است. در حالیکه بسیاری از قوانین تجارت تغییر کرده است، اما تجاری سازی و روابط عمومی هنوز هم مهم‌اند و بعد اجتماعی رسانه نیز به این تحول قدرت بیشتری بخشیده است. و اینگونه است که ارزش یک برند در نظر خریدار بالا رفته و بر اعتبار، ویژگی ها، حس اعتماد، تغییر پذیری، ارتباط و سطح مشارکت آن‌ها افزوده می‌شود و این چیزی است که حضور یک برند در رسانه های اجتماعی را توجیه می‌کند.

داشتن ارتباطات قوی تر و در اولویت قرار دادن مشتری برای رسیدن به موفقیت ضروری است. و در پایان متوجه این نکته می‌شویم که توجه به انسان و احساست در همه جنبه های زندگی امروزی، یکی‌ از دلایل صحبت‌های این روزها و جانشینی مردم مداری بجای مشتری مداری است. مردم می‌‌خواهند از یک شخص موجه خرید کنند و  او را بشناسند. آن‌ها می‌‌خواهند بدانند چه کسی‌ پاسخگوی سوالاتشان است و تجربه شخصی‌ خود را از خرید در یک مغازه خواربار فروشی محلی با آن مقایسه می‌کنند. آن‌ها ترجیح می‌دهند بجای تماس با یک شرکت بزرگ تجاری با یک شخص صحبت کنند. آن‌ها به دنبال اعتبارند.

۴. به اقتصاد زمان حال خوش آمدیدحضور مستمر در کانال ها و رسانه های اجتماعی

مردم برای توسعه کسب و کارشان از کانال‌ها و دستگاه های متعددی چون صفحات اینترنتی گوشی‌های موبایل، تکنولوژی‌های آنلاین و افزایش کانال‌های دیجیتالی و اجتماعی استفاده می‌کنند که همگی باعث ایجاد رفتار و الگوهای ارتباطی جدید و شکستن مرزهای زمانی و مکانی می‌شوند.

ما در دورانی زندگی‌ می‌‌‌کنیم که حضور همه جانبه در عرصه تجارت از اهمیت بالایی برخوردار است. توقعات مردم تغییر کرده و مدیریت آن نیز سخت‌تر شده است. اما در حالیکه توجه به منابع، هزینه‌ها و مدیریت زمان از اهمیت بالایی برخوردار است، کانال‌های آنلاین و آفلاین و چگونگی استفاده از آن‌ها نیز در حال تغییر است.

۵.رشد توقع خریداران در تجارت  و نیاز به شنیدن و پاسخگویی

چه دوست داشته باشیم و چه نه: مردم توقع بیشتری از بازار پیدا کرده‌اند. این یک دلیل کلیدی برای توجیه این مساله است که توجه مردم را در این روزها به نیازهای مشتری و نیازهای مشتری بصورت دیجیتالی معطوف کرده است و دلیل بسیاری از تحولات به وجود آمده در بخش‌های خدمات مشتری و امور مشتریان نیز همین است. مردم به راحتی‌ راضی نمی‌شوند، حتی اگر به اشخاص و جمعیت‌ها، تفاوت‌هایی وجود داشته باشد. آن‌ها نه تنها می‌‌خواهند زمان خود را مدیریت کرده و خرید را کنترل کنند بلکه می‌‌خواهند خدمات دهی‌ به آن‌ها به سرعت، به بهترین شکل و با توجه به شرایط آن‌ها، بدون معطلی و با بالاترین استاندارد انجام شود. رسانه های اجتماعی دلیل به وجود آمدن این امر نیست اما آن را شفافتر و سرعت آن را بیشتر ساخته است.

در اینجا الویت بندی و در دسترس بودن منابع بیشتر برای مشخص کردن رفتار کسب و کار دارای اهمیت است، اما افزایش توقعات مشتری یک امر طبیعی است. علاوه بر این، سرعت انتقال تجربیات مثبت و منفی‌ از خرید بسیار بالاست، در نتیجه این تحول نمی‌تواند تحولی نشاط آور باشد. این موضوع نباید برای شما ایجاد ترس کند، در انتها رفتار و الویت‌های مشتریان و تجار همیشه در موفقیت صاحبان تجارت دارای اهمیّت بوده است. تبدیل کردن خرید مشتریان به یک تجربه ارزنده، وظیفه هر کسب و کاری است. خواسته‌های مشتریان همیشه هم ترسناک نیست و همان انتظارات نیز بیش ازحد نیست، بلکه محدود است. به هر حال پاسخ به این زیاده خواهی ها و درخواست‌های غیر ممکن و تلاش برای تبدیل غیر ممکن به ممکن، از اهمیت بالایی برخوردار است.

مردم می‌‌خواهند که به حرف آن‌ها گوش داده و پاسخگویشان باشیم و در خیلی‌ از موارد نسبت به پیام‌های تبلیغاتی و بیانات کسب و کارمان حساس مسئولیت کنیم. آن‌ها می‌‌خواهند به زبان خودشان با آن‌ها صحبت کنیم، درد و نیازشان را درک کنیم، بر آن‌ها اهمیت دهیم و با تک تکشان ارتباط برقرار کنیم. این امر به سود همه است و به مانند تمام بازاریابی ها و تجارت‌های دیگر، شنیدن، اولین قدم حیاتی در هر برنامه بازاریابی رسانه اجتماعی به حساب می‌‌آید.

۶.مشتریان فرهیخته‌ 

تلفیق اطلاعات زیاد و کانال‌های ارتباطی‌ با تقاضای مردم برای کنترل و توانمند سازی خریدهایشان منجر به افزایش مشتریان و خریداران فرهیخته شده است. در جهان به هم متصلی که پر شده از اطلاعات و عقایدی که در جلوی چشمان همه قرار دارد، همه مجبوریم محدوده فعالیت خود را بسط دهیم. مردم به سادگی‌ به انتخاب‌های زیادی دست پیدا کرده اند. با داشتن راه‌های بیشتر برای اطلاع رسانی مردم درباره راه‌های خرید، هوشمند‌تر و فرهیخته‌تر شده اند. این تحول در طی‌ چند سال روی داده است.  توجه کنید به کسانی‌ که به فروشگاه کامپیوتر می‌روند و از فروشنده در مورد اینکه چه دستگاهی برای برطرف کردن نیازهای آن‌ها مناسب‌تر است، سوال می‌‌پرسند. امروزه اغلب این افراد بیشتر از فروشنده در مورد کامپیوتری که می‌خواهند خریداری کنند اطلاعات دارند و وقتی‌ به فروشگاه وارد می‌‌شوند دقیقا می‌‌دانند که چه می‌‌خواهند (اگر آنلاین خرید نکنند).

در واقع این آموزش تنها بر رسانه های اجتماعی و منابع دیجیتالی تکیه ندارد. افراد به صورت آفلاین و خصوصی نیز از دوستان خود سوال کرده و اطلاعات می‌‌گیرند. در رسانه اجتماعی آن‌ها حتی به عقاید افراد ناشناس اما حرفه ای‌ بیشتر از پیام‌های یک برند اعتماد می‌‌کنند. این از پیامدهای مهم موجود در روابط است، خریداران فرهیخته‌تر شده اند و می‌‌توانند یک روزنامه‌ نگار، کارمند و یا هرشخص دیگری در اکوسیستم تجاری ما باشند.

۷.کلمات مصطلح

مردم همیشه درباره تجارت، محصولات و تجربیات مشتریان صحبت کرده اند، با ورود رسانه های اجتماعی کلمات مصطلح نیز با شدت زیادی رشد کردند و عقاید لحظه به لحظه به اشتراک گذشته شدند. چیزی که مردم در رسانه های اجتماعی در مورد محصولات و تجربیات مشتریان می‌‌گویند و به اشتراک می‌‌گذارند، می‌‌تواند تاثیر زیادی ایجاد کند. پاسخگویی به این امر و مشارکت فعال در آن برای یک نام تجاری که می‌‌خواهد مورد احترام، اعتبار و اعتماد باشد، واجب است. عدم شنیدن این سخنان و اینکه اجازه دهیم همه چیز همانطور که هست اتفاق بیفتد بدون اینکه حضور داشته و جوابی‌ به آن بدهیم در واقع قرار گرفتن در معرض بی‌ اعتمادی و انتقاد است، مخصوصاً زمانی‌ که تجربیات و عقاید به اشتراک گذاشته شده منفی‌ باشند. به علاوه تمام فروشندگان خوب می‌‌دانند که نظرات منفی‌ و حتی مشتریان ناراضی در صورتی که برخورد مناسبی با آن‌ها داشته باشیم می‌‌توانند یک فرصت عالی‌ به حساب آیند. بهترین مشتریان اغلب بیشترین نارضایتی را داشته‌اند. در فضای اجتماعی، حل نارضایتی عمومی می‌‌تواند به سود شما تمام شود.

به هر حال ما نباید خیلی‌ بر جنبه‌های منفی‌ تمرکز کنیم. ترس از یک سابقه منفی‌ اغلب با اغراق همراه است و مانع حرکت به سمت ساخت ارتباطات با ارزش در فناوری‌های اجتماعی می‌‌شود. چه در رسانه اجتماعی شرکت داشته باشیم و چه شرکت نداشته باشیم، عقاید منفی‌ در فضای عمومی همیشه وجود خواهند داشت. با حضور فعال می‌‌توانیم در یک کانال ارتباطی ایجاد کرده و به بهترین روش به این عقاید منفی واکنش نشان دهیم. این ما را ملزم می‌‌کند به درک اینکه در مشارکت دررسانه اجتماعی اگر با چنین عقاید منفی‌ روبرو شدیم باید کجا قرار بگیریم. سیاست گذاری‌ها در اینجا بسیار اهمیت دارند. هر کسی‌ نباید عکس العمل نشان دهد و این نقش بر عهده افراد خاصی‌ است که قوانین ارتباط با مردم را بلد باشند.

آخرین اما نه کم اهمیت‌ترین کلمات مصطلح می‌‌تواند در جهت ایجاد تجربه خوب و عقاید مثبت مشتری عمل کند. دلیل آن هم این است که کلمات مصطلح به عنوان یک منبع قابل اعتماد پذیرفته شده و در نتیجه موجب کوتاه شدن چرخه خرید می‌‌گردد. این قدرت موجب شده که بازاریابی کلمات مصطلح به صورت یک تخصص درآید.

۸. ترقی‌ خریداران اجتماعی

برخی‌ از مشتریان در تصمیم گیری برای خرید به شدت متکی‌ به رسانه و شبکه‌ های اجتماعی هستند. این افراد به عنوان مشتریان همیشه متصل به شبکه های اجتماعی شناخته شده و اغلب تحت عنوان بومیان دیجیتالی نامیده می‌‌شوند که به سرعت با فناوری‌های جدید در حال افزایش هستند. خرید کردن آن‌ها با سایر مشتریان متفاوت است. از آنجا که رسانه اجتماعی در حال تکامل است و در نهایت شامل مسائل دیگری نیز می‌‌شود، این نسل رشد کرده و تبدیل به بزرگسالان و بزرگسالان جوان می شود، همان‌ها که تصمیم گیرندگان فردایند.

ما شاهد ظهور این خریداران هستیم که در واقع گونه جدیدی از خریداران بنگاه به بنگاه( شبکه های اجتماعی) نیز هستند. آن‌ها در خرید خیلی‌ شدیدتر به شبکه‌های خصوصی و اجتماعی، همسالان و دوستان خود متکی‌ هستند. اینها به عنوان خریداران بنگاه به بنگاه اجتماعی نیز شناخته شده و تعدادشان هم رو به افزایش است.

۹.طولانی شدن چرخه خرید

از آنجا که مردم اطلاعات افزایش یافته و کنترل بیشتری نسبت به گذشته دارند، تصور می‌‌شود که چرخه خرید باید کوتاه‌تر گردد، اما خلاف آن صادق است و مشتری فرهیخته زمان بیشتری برای خرید می‌‌گذارد. این یکی‌ از پیامدهای فزونی حق‌ انتخاب، منابع و عقاید است.

۱۰.خدمات و تجربیات مشتریان قسمتی‌ از بازاریابی مدرن هستند

بازاریابی، فروش و خدمات مشتریان در کنار هم در حال رشد هستند. خدمات مشتریان به واسطه کانال‌های عبوری (شامل کانال‌های اجتماعی) به عنوان محرک کلیدی نگه دارنده مشتری و همچنین جذب مشتری جدید شناخته می‌‌شوند.

از آنجا که تجربیات مشتریان بیشتر از قبل به تقابل و برداشت شخصی‌ آن‌ها وابسته است، کلیات تجربیات مشتری را شکل می‌‌دهند. در کنار بازاریابی محتوا، بازاریابی شبکه های اجتماعی به ارتباط با تجربیات مشتریان عمل می‌‌کند و آنچنان که امروزه اتفاق می‌‌افتد و فردا نیز اتفاق خواهد افتاد تجربیات مشتریان نقش جام مقدس را در تالارهای گفتگو بازاریابی دیجیتالی ایفا خواهد کرد

منبع:

تاثیر جایگاه سازی و شعار های تبلیغاتی در ساخت یک برند موفق

استو:

در سال ۱۹۸۱ جک تروت (Jack Trout) و ال رایس (Al Ries) کتابی به نام Positioning: The Battle for Your Mind یا جایگاه سازی نوشتند. این کتاب پرفروش‌ترین کتاب تاریخ مارکتینگ نام گرفت. تقریبا یک میلیون و پانصد هزار جلد از این کتاب به فروش رسید.

جایگاه سازی چیست؟

جایگاه سازی برعکس و معکوس بحث تبلیغات یا ارتباط است.
ارتباطات معمولا تشکیل شده است از یک فرستنده (که شرکت‌ها هستند) و یک دریافت‌کننده (که مخاطبین هستند). فرستنده (شرکت) پیامی را به صورت تبلیغات تلویزیونی، رادیویی، محیطی و … می‌فرستد که دریافت‌کننده (مخاطبین) این پیغام را می‌گیرند و بر اساس آن واکنشی نشان می‌دهند.

اما جایگاه سازی متفاوت است، البته که همانند تبلیغات، ساختار آن تشکیل شده است از فرستنده (شرکت) و دریافت‌کننده (مخاطبین)، اما این‌بار شروع کار از دریافت‌کننده است. یعنی برند‌ها به دنبال یک جای خالی در ذهن مشتریان خود می‌گردند. سپس پیام را طوری تنظیم می‌کنند تا در آن جای خالی ذهن مشتری بنشیند.

برای روشن‌تر شدن موضوع مثالی می‌زنیم. زمانی که صحبت از ساعت گران قیمت می‌شود تقریبا همه ما به یاد ساعت رولکس می‌افتیم. در واقع رولکس جایگاه خالی ساعت گران قیمت را در ذهن ما پر کرده است.
در مارکت هر برندی می‌تواند برنده باشد یا بازنده. در واقع جایی که برنده یا بازنده بودن یک برند را مشخص می‌کند ذهن مشتری است. برند در ذهن مشتری است که می‌برد یا می‌بازد.

اما بهترین راه برای نفوذ به ذهن مشتری چیست؟

کلمه‌ای را به برند خود اختصاص دهید و بر اساس آن کلمه وارد ذهن مشتری شوید. این استراتژی ” استراتژی تمرکز” نام دارد. به مجموع این عملیات که باعث می‌شود همیشه با آن کلمه در ذهن مشتری باشید “جایگاه سازی” گویند.

مثال دیگری از پوزیشنینگ یا جایگاه سازی:

در مارکت اتومبیل، پارامترهایی همچون بادوام بودن، ظاهر زیبا، طراحی داخلی زیبا، راحتی در زمان رانندگی، کم مصرف بودن و … مطرح است. و البته تقریبا تمام اتومبیل‌ها این پارامتر‌ها را کم و بیش دارند و با این رو تفاوت چشمگیری ندارند. بی ام و هم از این قاعده مثتسنی نبود. تبلیغ زیر را مشاهده می‌کنید که شعار آن این بود: “بی ام و جدید ترکیبی منحصر به فرد از لوکس بودن، عملکرد عالی، رانندگی عالی و همچنین بصرفه بودن در مصرف سوخت”

جایگاه سازی

جایگاه سازی برند BMW

تقریبا برای یک دهه بی ام و این مسیر را ادامه داد. در آن زمان بی ام و یازدهمین برند ماشین پرفروش وارداتی آمریکا بود.
برای جایگاه سازی باید بسیار متمرکز‌تر بود تا فراموش نشد.
بی ام و استراتژی خود را تغییر داد و از تمام آن آیتم‌ها فقط یکی باقی ماند: لذت رانندگی. بی ام و میخ گفتار خود را لذت رانندگی قرار داد. پس از مدت کوتاهی بی ام و به پرفروش‌ترین ماشین وارداتی آمریکا تبدیل شد.
در حال حاظر ۳۷ سال است که بی ام و روی این شعار متمرکز شده است.

جایگاه سازی برند بی ام و

شعار بی ام و

در مثالی دیگر شعار‌های تبلیغاتی دو برند بی او و و شورلت را با هم مقایسه می‌کنیم.
شعار بی ام و “نهایت لذت رانندگی” است. و شعار شورلت “جاده‌های جدید بیابید”
همیشه هر برندی باید این سوال را از خود بپرسد که چرا باید مشتریان کالای من را خریداری کنند؟ حال جواب این سوال رو با شعار این دو شرکت تطبیق می‌دهیم:

چرا باید بی ام و بخرم؟ برای اینکه می‌خوام نهایت لذت را از رانندگی ببرم
چرا باید شورلت بخرم؟ برای اینکه می‌خواهم جاده‌های جدید بیابم!!!!!

شعار تبلیغاتی، باید تصویر مشخصی از دلیل خرید آن برند در ذهن مشتری ایجاد کند. متاسفانه شعار شورلت مفهموم واضحی و دلیل مناسبی برای خرید به مشتری‌ها ارائه نمی‌دهد.
شاید یکی از دلایلی که رنک شورلت در مارکت بسیار پایین‌تر از بی ام و است این باشد.

منبع:

چگونه می توان چکش بصری ایجاد کرد؟

استو:

در مقاله قبل به تعریف Visual Hammer یا همان چکش بصری پرداختیم و با ارائه مثال هایی واقعی دلیل استفاده از چکش بصری را شرح دادیم. در این مقاله قصد داریم به چگونگی ایجاد چکش بصری بپردازیم.

چگونه می توان چکش بصری ایجاد کرد؟

برای ایجاد چکش بصری ده روش وجود دارد.

۱- شکل

یک مثال عالی استفاده از “شکل” برای چکش بصری، فروشگاه های زنجیره ای تارگت (target) است. این خرده فروشی شکل سیبل قرمز و سفید را چکش بصری خود قرار داده و همچنین از میخ گفتار “ارزان و شیک” (Cheap chic) استفاده کرده است.

چکش بصری این خرده فروشی را در همه جا می توان مشاهده کرد. بروی ساک های خرید، تبلیغات های آن ها و سردرب فروشگاه ها.

چکش بصری تارگت

۲- رنگ

می توان از رنگ هم برای چکش بصری استفاده کرد. ایراد استفاده از رنگ به عنوان چکش محدودیت تعداد رنگ است. در مجموع ۳ رنگ اصلی و ۵ رنگ فرعی داریم که گهگاهی باعث بروز مشکلاتی مثل استفاده دو شرکت رقیب از یک رنگ به عنوان چکش بصری می شود.
نمونه موفق در این حوزه مک دونالد و چکش بصری زرد رنگ آن است. در صورتی که رقیب آن برگر کیگ (burger king) هیچ چکش بصری ندارد و نمی توان آن را به خوبی از سایر فروشگاه ها متمایز کرد.
همچنین می توان رنگ زرد ایرانسل را به عنوان مثالی دیگر نام برد که از آن در همه جا اعم از تبلیغات تلویزیونی، بیل برد ها و یا سیم کارت ها استفاده کرده و هر کجا که رنگ وسیع زرد مشاهده می کنیم، اولین حس این است که محل یا محصولی مرتبط به شرکت ایرانسل است.
نمونه ی موفق دیگر تیفانی (Tiffany) است. جعبه های جواهرت فیروزه ای رنگ آن، چکش بصری آنها است. این رنگ به خوبی آنها را از سایر رقبا متمایز ساخته است. هر کس بلافاصله که جعبه فیروزه ای رنگ آن را مشاهده کند، ناخودآگاه متوجه تیفانی می شود.
نمونه دیگری که به خوبی از چکش بصری رنگ استفاده کرده شرکت پشم شیشه owens corning است. همه ما همیشه و همه جا پشم شیشه را زرد رنگ دیده ایم. اما این شرکت با صورتی کردن پشم شیشه خود، تمایزی به وجود آورده بین خود و سایر رقبا. این شرکت توانست با این چکش بصری قوی ۵۰% مارکت پشم شیشه آمریکا را از آن خود کند- با یک تغییر رنگ
پس می بینیم چکش بصری فقط مختص به شرکت های B2C (فروش محصول یا خدمات یک شرکت به مصرف کنندگان) نیست و شرکت های B2B (فروش محصول یا خدمات یک شرکت به شرکت دیگر)  هم می توانند به خوبی از آن استفاده کنند.
نمونه موفق دیگر کمپین حمایت از سرطان سینه است که ربان صورتی رنگ، نماد آن است. شاید ما با اسم شرکت komen آشنا نباشیم اما آن ربان صورتی برای همه ما آشناست.

چکش بصری کومن
نمونه بسیار قوی دیگر Christian louboutin است که تولید کننده کفش های لوکس و لاکچری زنانه است. آنها چکش بسیار قوی برای برند خود انتخاب کرده اند. کف تمامی کفش های تولیدی آنها قرمز است. این چکش باعث می شود وقتی در مجلسی، کفش های این برند را به پا داشته باشید، به سادگی از سایر برندهای کفش متمایز شوید. این برند امروزه پرفروش ترین برند لوکس کفش زنانه است.

چکش بصری کریستین لوبوتین
بصورت عمومی برای استفاده از رنگ به عنوان چکش بصری، استفاده از یک رنگ بهتر از دو رنگ، و همچنین دو رنگ بهتر از چند رنگ است. تلاش کنید تمرکز خود را فقط به روی یک رنگ قرار دهید.

۳- محصول

در محصول تغییری ایجاد کنید.
به عنوان مثال رولکس را همه از روی بند آن می شناسند. فقط رولکس است که بندی مشابه عکس پایین دارد.

چکش بصری رولکس

۴- بسته بندی

برند پوم (POM) تمرکز آن بروی تولید آب انار است و بسته بندی منحصر به فرد خود را دارد. (بسته بندی مشابه دوغ گرینه) و میخ گفتار خود را The Antioxidant SuperPower (ابرقدرت آنتی اکسیدان) قرار داده است. در حال حاضر برند اول مارکت تولید آب انار می باشد.
نمونه دیگر مانستر است که چکش بصری خود را اندازه قوطی های خود قرار داد که تقریبا دو برابر قوطی سایر شرکت هاست. همچنین از حرف M بر روی قوطی های خود استفاده کرده که شبیه به جای کشیدن پنجه است و با توجه به اینکه مدت زیادی از عمر آن نمی گذرد، بعد از ردبول دومین برند مارکت است و حدود ۳۵% بازار را در اختیار گرفته است.

چکش بصری پوم
هان (Hanes) سال ها جوراب شلواری تولید، و مانند بقیه شرکت ها بسته بندی می کرد.اما پیشرفت محسوسی در سهم بازار خود نداشت. این شرکت برند خود را به l’eggs تغییر داد و بسته بندی های خود را شبیه به تخم مرغ درآورد. حتی استند های خودش را نیز تخم مرغی شکل کرد و تبدیل به برند اول فروش جوراب شلواری شد. البته بعد ها به علت هزینه های بالای بسته بندی تخم مرغی، آن را به حالت اول بازگرداند.

leggs-visual-hammer

۵- عملکرد

برند دکتر بست DR.Best در سال ۱۹۸۸ فقط ۵ درصد مارکت را در اختیار داشت. چکش بصری بسیار ساده ای برای خود انتخاب کرد. یک مسواک معمولی را داخل یک گوجه فشار می دهد و مسواک فرو می رود، اما مسواک دکتر بست فرو نمی رود. عملکرد خوب مسواک های خود و flexibility را چکش بصری خود قرار داد و باعث شد که در سال ۲۰۱۲ در حدود ۴۰% بازار را در اختیار بگیرد.

چکش بصری دکتر بست

۶- خالق و موسس

موفق ترین مدل این نوع چکش را می توان در KFC دید. عکس کلنل سندرز همچنان بروی همه بیلبوردها، سردرب ها، پاکت ها و…. این کمپانی موجود است. همچنین پیتزا های papa john’s نیز از خالقش به عنوان چکش بصری استفاده کرده است.

چکش بصری پاپا جونز

۷- سنبل ها

شاید قوی ترین لوگو یا سنبلی که بتوان مثال زد تیک نایکی است.
همیشه اولین ها بسیار دست بازی در انتخاب دارند. به عنوان مثال نایکی میخ گفتار خود را just do it یا ” فقط انجامش بده ” انتخاب کرد که در ابتدا بسیار مسخره و بی ربط به نظر می آمد ولی کم کم تبدیل به تکه کلام جوانان امریکایی شد.
نمونه موفق ایرانی استفاده از چکش بصری، پاک است که با اینکه سالهاست تبلیغ مستقیم ندارد اما به خوبی آن ضربدر “پاک یادت نره” را به خاطر داریم.

چکش بصری پاک

۸- سوپر استارها

شرکتی که از این چکش به خوبی بهره برد، شرکت مشاوره مدیریت Accenture است. آن ها سالها از تایگر وود برای یادآوری خود استفاده کردند با میخ گفتار we know what it takes to be a tiger که باعث رشد ۷۲% این شرکت در عرض ۷ سال شد.

چکش بصری ستاره ها

۹- حیوانات

مهمترین نمونه آن توییتر است. و یا چسب گوریل. یا بیمه Aflac که چکش خود را با توجه به شباهت صدای اردک با نام این شرکت، اردک قرار داد.

چکش بصری افلاک

۱۰- ارث

نمونه برای این مورد می توان بانک wells fargo نام برد که دلیجان های قدیمی حمل پول را چکش بصری خود قرار داده است.
نمونه ای دیگر می توانست برند هاکوپیان باشد البته اگر بیشتر بروی آن درشکه های مورد استفاده اشراف ها متمرکز می شد تا نوشته ی هاکوپیان.

چکش بصری ولز فارگو
یادمان باشد بهترین راه ورود به ذهن تصویر است.

به خاطر داشته باشید همیشه اولین ها در ذهن انسان ماندگار شده و کار برای رقبای بعدی بسیار سخت خواهد بود. به عنوان مثال بلند ترین کوه جهان -قله ی اورست- را همه می شناسند اما احتمالا بسیاری از ما نام دومین کوه بلند در جهان را نمی دانیم و هرگز هم نخواهیم دانست.
اگر تمایل داشتید در این مساله بیشتر عمیق شوید و بیشتر مطالعه کنید، می توانید به کتاب Visual Hammer نوشته Laura Ries مراجعه کنید که ترجمه فارسی آن نیز در دسترس است. همچنین می توانید نظرات خود را در رابطه با این مقاله در زیر پست ارسال کنید.

منبع

۷ گام برای ایجاد یک کمپین بازاریابی موفق

استو:

امروزه، بازاریاب ها گزینه های بیشتری برای اینکه چگونه و کجا محصولات و خدماتشان را ارتقا بخشند در دست دارند و انتخاب های نسبتا زیادی برای کمپین بازاریابی خود دارند. علاوه بر روش های سنتی، مانند تبلیغات چاپی یا بازاریابی مستقیم، از بازاریابی اینترنتی، تبلیغات در وب، سایت های رسانه های اجتماعی مانند فیس بوک، توییتر، یوتیوب (آپارات) و  همچنین بازاریابی از طریق موبایل می توانید استفاده نمایید.

بسیاری از بیزینس ها از گذشته آموخته اند آنگونه که بازاریابی چاپی در بیزینس موثر است، تبلیغات در وبسایت ها و یا شبکه های اجتماعی موثر نیست. امروزه چنین ذهنیتی کاملا اشتباه است اما باید بدانید که فرمول خاصی برای موفقیت در کمپین های بازاریابی وجود ندارد اما روش هایی وجود دارند که استفاده از آن ها به کسب نتیجه ای موثرتر و موفقیت در کمپین های بازاریابی تان کمک شایانی می کند. قصد داریم در این مقاله به هفت گام موثر برای ایجاد یک کمپین بازاریابی موفق بپردازیم.با رسپیناتک همراه باشید .

شناخت مخاطب

گام اول: درک صحیحی از نوع مخاطب مورد هدفتان داشته باشید.

به گفته لیندا پوفال، مشاور ارتباطی بازاریابی “تشخیص و تعیین آمار مخاطبان و روان نگاری حالات، علایق، و رفتارها برای بهبود پیام های کلیدی و تشخیص بهترین کانال های ارتباطی برای دسترسی به مشتریان امر مهمی می باشد.

یوسف بهانا مدیر بازاریابی دیجیتالی TranslateMedia، اضافه می کند که شما باید از خود و تیم بازاریابی‌تان بپرسید که “مشتریان هدف شما چه کسانی هستند؟ انگیزه آنان چیست؟ آن‌ها به چه صورتی به برقراری ارتباط تمایل دارند؟ چه مجلات یا روزنامه هایی را می خوانند؟ و از چه سایت هایی معمولا بازدید می کنند؟ از چه کانال‌هایی استفاده می کنند؟ و اگر از رسانه های اجتماعی استفاده می کنند در مورد چه مسائلی با هم صحبت می نمایند؟ قبل از توسعه استراتژی های بازاریابی ترکیبی، به همه این سوالات باید جواب داده شود”.

انتخاب کانال بازاریابی

گام دوم: کانال های کمپین بازاریابی تان را انتخاب نمایید.

بهانا این طور بیان می کند که “لازم نیست که همه در فیس بوک یا در یک مجله باشند. علاوه بر این سوال که “مشتریان من از چه کانال هایی استفاده می کنند؟” باید از خودتان بپرسید که کانال ها چه نقاط ضعف و نقاط مثبتی دارند. چگونه به اهداف بیزینسی من کمک خواهند کرد؟ در انتخاب و ردِ کانال شجاع باشید. بهتر است که بر کانال های مفیدتر تمرکز کنید تا اینکه در همه جا حضور داشته باشید.

گام سوم: نگاهی استوار داشته باشید.

اندرو استانتن می گوید: “اطمینان یابید که عینیت و نگاه استواری داشته باشید.” هویت بصری چیزی بیشتر از یک لوگو است.هویت بصری شامل یک طرح مرکزی رایج (نگاه و احساس)، استایل عکس ها و تصاویر، نوع تدبیر و عملکرد لوگو و رنگ ها و فونت ها می باشد. همه مطالب و تصاویر و… باید طوری باشند که اینگونه حس شود که همگی از یک نوع شرکت و متعلق به یک نوع شرکت است و اصل و نسب آن قابل لمس باشد. زمانی که یک فرد، یک بروشور یا خبرنامه ایمیلی را می خواند باید به طور آنی ارتباطی بصری در وبسایت ببیند.

گام چهارم: محتوای پیوسته و واضحی را ایجاد کنید که انعطاف پذیر باشد.

به این دلیل که بیش از پنج دفعه برای یک فرد طول خواهد کشید تا یک برند خاص یا پیام بازاریابی خاصی برای وی شناخته شود، جاستین هونامان مدیر عوامل ملی خرده فروشی و کالای مصرف کننده ترادیتا اظهار می دارد که “سه پیام بازاریابی را باید دنبال کنید:

  1. ارتباطات (مانند پیام رسانی و پیشنهادات) باید شفاف و واضح باشد(لغات و عبارات گیج کننده نباید داشته باشد).
  2. قانع کننده باشد(باید برای دریافت کننده جالب باشد).
  3. استوار و پیوسته باشد(صرفه نظر از نوع بازاریابی).

علاوه بر آن، محتوایی که شما قصد توسعه آن را دارید مانند پست بلاگ، ویدیو و… را باید بتوان در جاهای دیگر نیز به کار برد. برای مثال شما باید قادر باشید که یک مطالعه موردی را در خبرنامه تان ببرید یا قطعه ای از یک نوشته را در ، لینکداین پست کنید و یا اطلاعاتی را خلاصه کرده و از آن برای جواب به نظرات دیگران استفاده نمایید.

گام پنجم: اطمینان یابید که پیام شما ترکیبی می باشد.

اطمینان یابید که هر عامل کمپین بازاریابی شما “باید باعث ایجاد ترافیک و بازدید در مقصد شما شود که آن مقصد می تواند وبسایت(برای خرید، رزرو، اشتراک خبرنامه ایمیلی، اشتراک فید بلاگ و…) یا شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک، توییتر و یااینستاگرام باشد”(تراسی بروم یکی از عاملین متخصص ارتباطات بازاریابی ترکیبی در flock and Rally). او در ادامه اظهار داشت “در انتشارات رسانه ای خود و همچنین اعتماد سازی دو طرفه در بازاریابی در بنگاه های آنلاین از لینک استفاده نمایید. از مشتریان مشهور نیز میتوان در مطالب چاپ شده برای تاثیر بر مشتریان دیگر استفاده کرد که بهتر میتواند با نوع برند و انتشار آن د رشبکه های دیگر رابطه برقرار کند. به گفته بروم، URL ها و نام کاربری باید تا آنجایی که ممکن است یکی باشند. مانند @Respinatech.com ، Respinatech و غیره. و اطمینان یابید که از کلید واژه ها و عبارات یکسانی در سرتاسر کمپین بازاریابی ترکیبی خود استفاده می‌نمایید.

گام ششم: مطمئن شوید که تیم و عوامل بازاریابی شما در هماهنگی کامل با همدیگر کار می کنند.

به گفته لورن ویت، مدیر بازاریابی JacksonWhite ،”اگر شما تعداد اعضای دو برابری در تیم کاری تان در پروژه ای مجزا در همان کمپین بازاریابی ترکیبی دارید، دیدارهای تیمی را تسهیل نمایید تا مطمئن شوید که همه اعضا هم‌سنگ هستند، و پیام پشت کمپین بازاریابی پیوسته می‌باشد و اینکه استانداردها و معیارهای برند شرکت در کل کمپین به خوبی مدیریت می‌شوند”. و مشابه آن، اگر از عوامل مختلفی برای ایجاد جنبه های کمپین بازاریابی استفاده می نمایید، باید فرد دیگری نیز باشد که تمامی تلاش های آنان را بررسی کرده و مطمئن شوید که برند شما دائما درحال بررسی می باشد.

گام هفتم: فراموش نکنید که باید کمپین های بازاریابی‌تان و کوپن ها را پیگیری نمایید.

دایلن ویتمن یکی از عوامل بازاریابی دیجیتال Brand Value Accelerator اینگونه بیان می کند که “مهمترین جنبه هر کمپین یا فعالیتی و به خصوص در مورد کمپین های ترکیبی، فهم چگونگی کسب نتایج با استفاده از روش های درست آنالیزی و تحلیلی می باشد”. به ویژه برای کسانی که می خواهند از دیجیتال مارکتینگ برای فروش کالاهای درون مغازه ای خود از طریق کوپن های تخفیفی در دنیای دیجیتال استفاده کنند.

منبع:

چرا نفوذ بازاریابی تاثیرگذار در سال ٢٠١٧ بیش از پیش خواهد شد

استو:

نوشته ام را با طرح سوالی آغاز می کنم، آیا بازاریابی مرده است؟
خیلی ها باور دارند که اینترنت برای بازاریابی در مقیاس بزرگ، بسیار هوشمند شده است. در واقع می توان این جمله را چنین عنوان کرد: با پیشرفت تکنیک های بازاریابی، مصرف کنندگان نیز زیرک تر شده‌اند و سخت تر تاثیر می پذیرند.
روش های بازاریابی سنتی مثل تبلیغات محیطی دیگر مثل گذشته کاربردی نیستند، مردم دیگر تحت تاثیر آن ها خرید نمی کنند. مردم دنیای امروز، خودشان جست و جو های مورد نیازشان را انجام می دهند و بیشتر اوقات خرید های اینترنتی را به خرید های فیزیکی ترجیح می دهند.

اما سوال اینجاست، چگونه بازاریاب ها می توانند از عهده ی این چالش جدید بر آیند؟

ورود به حوزه بازاریابی تاثیر گذار

بازاریابی تاثیر گذار چیست؟ بازاریابی تاثیر گذار یا Influencer Marketing نوعی از بازاریابی است که در آن به طور مستقیم با مخاطبان ارتباط ایجاد نمی شود و پیام ها بصورت مستقیم به مخاطب ارسال نمی شوند.
در عوض، شما افراد کلیدی جامعه مخاطبانتان را انتخاب می کنید و پیام های خود را از طریق آن ها به گوش مخاطبان می رسانید. افراد کلیدی کسانی هستند که جامعه هدف شما، آن ها را قبول دارند و از آن ها تأثیر می پذیرند.
اکثرا کسانی که در زمینه ای مهارت دارند و علم و مهارت شان را با مخاطبانشان به اشتراک می گذارند و سعی در کمک به آن ها دارند، اعتماد مخاطبان را بدست می آورند.
بازاریابی اثرگذار از چنین افرادی برای رساندن پیام خود به مشتریان بهره می برد. مثل شرکت اپل که برای تبلیغ خود به سوپرمن پیشنهاد می دهد که به طرفدارانش بگوید که آیفون جدید را دوست دارد.

بررسی یک نمونه واقعی

در سال ٢٠١۵ فروشگاه پوشاک Lord & Taylor با ۵٠ نفر از افراد شناخته شده در اینستاگرام شروع به همکاری کرد و از آن ها خواست تا تصاویری از خودشان با محصولات این شرکت در صفحات خود انتشار دهند. با هزینه ای بین ١٠٠٠ تا ۴٠٠٠ دلار، این افراد شروع به همکاری کردند و تصاویر خود را در صفحات شبکه های اجتماعی شخصیشان منتشر کردند.
تصاویر توسط ١١.۴میلیون کاربر اینستاگرام دیده شد و باعث بازدید ٣٢٨هزار نفر از صفحه Lord & Taylor شد و لباس ها در مدت بسیار کمی به فروش رسید.
بسیاری از خریداران حتی متوجه اینکه تبلیغی دریافت کرده اند نیز نشدند، زیرا تبلیغ باعث ایجاد هیچ مزاحمتی برایشان نشده بود و بطور غیر مستقیم انجام شده بود و تاثیرگذاری بسیاری بر روی آن ها داشت.

بازاریابی تاثیرگذار

آمارهایی از بازاریابی تاثیرگذار

  • ٩٢درصد مشتریان می گویند که با توصیه افراد اثر گذار و مشهور برای خرید از یک برند، اعتماد می کنند.
  • ٨١ درصد بازاریاب هایی که از بازاریابی اثرگذار استفاده کرده‌اند عنوان کرده اند که در این کار موفق بوده اند که این نشان از موفقیت بزرگ بازاریابی تاثیرگذار دارد.
  • تحقیقات دیگر نشان می دهد که هر یک دلاری که برای Influencer Marketing خرج می شود به اندازه ٢٠ دلاربازگشت برای بازاریاب ها دارد(نرخ میانگین بازگشت در بازاریابی ۶.۵ دلار است)
  • با وجوداین نرخ بازگشت بالا، هر بازاریابی درتلاش است تا قبل از اینکه دیر شود،وارد کار بازاریابی تاثیرگذار شود.
  • نکته ی قابل ذکر این است که در حال حاضر ارزش بازگشت سرمایه از هزینه های بازاریابی اثرگذار بیشتر است، اما این روند شاید زمان طولانی دوام نداشته باشد، به زودی تعداد برند هایی که از بازاریابی تاثیرگذار استفاده می کنند، افزایش خواهد یافت و این خود باعث می شود که هزینه ها افزایش پیدا کند و همچنین حاشیه سود کمتر شود.

قبل از این که دیر شود وارد عمل شوید

پلتفرم هایی مانند TapInfluence و Tomoson به بازاریاب ها در شناسایی افراد مناسب جهت بازاریابی اثرگذار کمک می کنند.
اما قبل از همکاری با افراد، تحقیقات کامل باید انجام شود تا مطمئن شوید که فرد انتخاب شده تاثیرگذاری مورد نظر را داشته باشد. همچنین زمانی که با فردی توافق شد، باید اجازه داده شود تا او خودش باشد و به شیوه ی خود اینکار را انجام دهد. دلیل اصلی موفقیت بازاریابی اثرگذار این است که پیام ها بصورت قابل اعتماد به مخاطب انتقال داده می شوند. قرار دادن فرد در یک قالب خاص برای انتقال پیام، ممکن است باعث کاهش کارایی بازاریابی اثر گذار شود.
فهم این نکته مهم است که بازاریابی تاثیرگذار کاری سریع و ساده نیست و مستلزم صرف زمان و هزینه هست ولی نتایج بسیار با ارزش و خوبی در پی خواهد داشت.

منبع:

اینفوگرافیک چیست و در ساخت محتوای آن به چه نکاتی باید توجه کرد، بخش اول

استو:

همین چند سال پیش بود که برخی از ما زمزمه هایی سر دادیم و اهمیت و اعتبار اینفوگرافیک ها (تصاویر حاوی اطلاعات) را زیر سوال بردیم و گفتیم زمانی که پای استراتژی های بازاریابی محتوا به میان است، ارزشش را ندارد وقت و انرژیمان را صرف خلق اینفوگرافیک ها کنیم.

آیا واقعاً دوران طلایی اینفوگرافیک ها به پایان رسیده و دیگر قادر نیستند برنامه های بازاریابی محتوای ما را بهبود بخشند؟ هنوز هم می توان اینفوگرافیک هایی با کیفیت و قابل تحسین خلق کرد یا باید کلاً بی خیال آنها شویم و به گونه های دیگر محتوا بسنده کنیم؟

بر اساس مقاله ای که CopyBlogger چندی پیش منتشر کرد، مطالعات نشان می‌دهند آمار بازدید از وبسایت های حاوی اینفوگرافیک ١٢ درصد بیشتر از سایر وبسایت هاست. رمز موفقیت این وبسایت ها در استفاده از تصاویری است که اطلاعات را در قالب اینفوگرافیک ارائه می‌دهند.

اینفوگرافیک

با این اوصاف باید بیشتر و بیشتر در مورد اینفوگرافیک ها تأمل کنید و ارزش و اهمیت آنها را دست کم نگیرید، اینطور نیست؟ هر چه باشد این بسته های تصویری کوچک آنقدرها هم بد نیستند!

ماهیت حقیقی اینفوگرافیک ها چیست؟

طبق تعاریف ویکی پدیا، اینفوگرافیک ها تصاویر حاوی اطلاعات متنی هستند. اینفوگرافیک ها پیشینه تاریخی غنی و کهنی دارند و هنگامه پیدایش آنها به سال ١۶٢۶ میلادی باز می‌گردد، زمانی که کریستوف اشنایر کتاب خود را با نام Rosa Ursina Sive Sol منتشر ساخت. در این اینفوگرافیک الگوی چرخشی خورشید به نحوی به تصویر کشیده شده بود که افراد عامه با سطح علمی پایین بتوانند مفاهیم آن را هضم کنند. اینفوگرافیک های امروزی نیز ارائه اطلاعات و داده های مختلف در قالب تصویر می‌باشند.

اینفوگرافیک ها اطلاعات پیچیده را به زبان ساده و روان بیان می‌کنند تا همه بتوانند آن اطلاعات را سریع و راحت درک کنند. این نوع محتوا در رسانه های اجتماعی بسیار محبوب است و در کسری از ثانیه میان کاربران دست به دست می شود. اینفوگرافیک ها حس بینایی ما را قلقلک می‌دهند، به همین خاطر برای ما جذاب تر بوده و در مقایسه با محتواهای متنی استاندارد قدرت و تأثیر بیشتری دارند.

با تمامی این تفاسیر، این ابزارهای مفید و کارآمد دنیای بازاریابی، کم و کاستی های خاص خود را دارند. گمان می‌کنید محتوایی که تاریخ تولید آن به قرن هفدهم (١۶٢۶) باز می‌گردد، برای عصر حاضر کامل و بی عیب و نقص است! اصلاً چند نفر از ما ظهور اینترنت را پیش بینی می‌کردیم؟ بیایید با هم رو راست باشیم، چه تعداد از ما می‌توانیم درست و دقیق پیش بینی کنیم که عکس العمل گوگل در برابر محتوایی که ما بر می‌گزینیم، چه خواهد بود؟

نقاط ضعف اینفوگرافیک ها

بزرگ ترین ایراد اطلاعات تصویری این است که گوگل نمی‌تواند محتوای درون آن ها را بایگانی کند. این مسئله در مورد تمامی تصاویری که به کار می‌گیریم، صدق می‌کند. هنوز خزندگان (Crawler) موتورهای جستجوگر آنقدر خبره و پیشرفته نشده اند که بتوانند کلمات نوشته شده در تصاویر را بگیرند و بایگانی کنند. اگر سهل انگاری کنید، محتوای شما بد و بی کیفیت از آب در می‌آید، حال فرقی نمی‌کند، اینفوگرافیک باشد یا انواع دیگر محتوا. چنانچه دقت لازم را به خرج ندهید، ممکن است اینفوگرافیک های افتضاح و به درد نخوری خلق کنید. بنا به اظهارات CopyBlogger، مشاهدات مت کاتس، مهندس سابق نرم افزار گوگل، نشان می‌دهد که خصوصیات اینفوگرافیک های بد از قرار زیر است:

  • می توانند کاملاً بی ربط به موضوع و عنوانی باشند که یدک می‌کشند.
  • چندان دور از انتظار نیست که وقایع ذکر شده در بطن اینفوگرافیک ها کیفیت لازم را نداشته باشند.
  • لینک (یا لینک های) موجود در اینفوگرافیک ها اغلب شما را به وبسایت هایی می‌برند که هیچ سنخیتی با این مطلب ندارند.

کاتس مشاهدات خود را این گونه جمع بندی می‌کند که ممکن است در آینده، گوگل لینک چنین اینفوگرافیک هایی را بی ارزش و بی اهمیت تلقی کند. بنابراین می‌توان دو سرانجام متفاوت برای اینفوگرافیک ها متصور شد:

١. کامیابی و موفقیت؛ بکوشید تا اطلاعاتی که قرار است در قاب تصویر ارائه دهید، بسیار با کیفیت و برمبنای تحقیق و مطالعات جامع استوار باشند، این اطلاعات باید به زیبایی و شایستگی نمایش داده شوند و لینکشان مرتبط باشد. چنین اینفوگرافیکی را خزنده های موتورهای جستجوگر نمی‌توانند بایگانی کنند اما می‌توانند خود را در دل مخاطبین جا کرده و به محبوبیتی فراگیر و موفقیتی چشمگیر دست یابند و در نهایت سیل بازدیدکنندگان را به سوی سایت شما روانه کنند تا نام و آوازه تجارتتان در همه جا بپیچد.

٢. ناکامی و شکست؛ می توانید اینفوگرافیک هایی تولید کنید که بی کیفیت بوده، اطلاعاتی غیرموثق و تأیید نشده را منتشر می‌کنند، به عبارت دیگر جذاب و چشم نوازند اما ارزش و اعتبار چندانی ندارند. خوب چنین اینفوگرافیکی را خزنده های موتورهای جستجوگر بایگانی نمی‌کنند اما نمی‌توانند شما را محبوب دل مخاطبین گردانند.

پایین بودن کیفیت = آسیب های جبران ناپذیر و انحطاط.

در عصر دیجیتال اگر کیفیت را جدی نگیرید، محکوم به فنا خواهید بود. گذشته از آن این خطر تهدیدتان می‌کند که لینک اینفوگرافیک شما از سوی گوگل بی ارزش قلمداد شود.

محتوای تکراری دست دوم

تا حالا با محتوای تکراری دست دوم سر و کار داشته اید؟ اریک انگ و مت کاتس بر این باورند که چنین محتوایی همچون یک بلای خانمان سوز است که به این سادگی ها نمی‌توان از شر آن رها شد. منظورمان از محتوای تکراری چیست؟ زمانی که کاربر در میان صفحات مختلف وب کند و کاش می‌کند، با یک سری سایت مواجه می‌شود که همگی اطلاعات یکسانی را در اختیارش قرار می دهند. این اطلاعات متمایز و متفاوت نبوده و از این رو تکراری محسوب می‌شوند و مخاطبین با دیدن چنین محتوایی خم به ابرو آورده و با کلیک بر روی دکمه Back سایت شما را ترک می‌کنند، چرا که نتوانسته اند اطلاعاتی را به دست آورند که در پی آن بوده اند. مشکل محتوای تکراری این است که هیچ ارزش یا دانش جالبی را برای خوانندگان به ارمغان نمی‌آورند. مقصودمان این نیست که محتوا عیناً کپی برداری شده باشد، بلکه مضمون آنها یکسان بوده و چیز تازه ای به دانسته های مخاطبین نمی‌افزاید. خوب این قضیه چه ربطی به موضوع بحث ما و اینفوگرافیک ها دارد؟ اگر غفلت کنید، اینفوگرافیک های شما چیزی نخواهند بود جز تکرار مکررات و این یعنی آفت. محتوای تکراری دست دوم از لحاظ فنی تکراری نیست اما در واقع برای مخاطبین ارزش آفرینی هم نمی‌کند، چرا که چیزی بر دانسته هایشان نمی‌افزاید.

هدف گذاری دوباره یک محتوا الزاماً به معنای تکرار نسخه قدیمی آن نیست. استفاده از اینفوگرافیک ها در دنیای بازاریابی محتوا به اوج خود رسیده و آن را به عنوان ابزاری جهت ارائه اطلاعات قدیمی در یک قالب نو و دلربا قلمداد کرده و می‌کوشند از این طریق نظر مخاطبین را به خود جلب کنند. برای آن که نام شما بر سر زبان ها بیفتد و محتوای وب‌سایت هایتان در میان بازدیدکنندگان دست به دست شود، می‌توانید نسخه ای از اطلاعات مفید و باکیفیت خود را به صورت اینفوگرافیک در آورده و منتشر کنید، این یک تاکتیک بسیار مؤثر و کارآمد در بازاریابی محتواست اما اگر می‌خواهید اینفوگرافیک ها به یک دارایی ارزشمند برای شما بدل شوند، می‌بایست چشم اندازی بکر و تازه پیش روی مخاطبین خود بگشایید. هیچ ممانعتی ندارد که با کمک اینفوگرافیک ها محتوای خود را از نو هدف گذاری کنید “اما” حواستان باشد مضمونی ارزشمند و درخور توجه ارائه دهند.

به عبارت دیگر اینفوگرافیک شما باید حرف های تازه ای برای گفتن داشته باشد، در غیر این صورت تکرار مکررات است و محتوای تکراری و دست دوم را در لباسی نو، آراسته و دلفریب عرضه کرده اید که بدون تردید با مشکل مواجه شده و شکست می‌خورد.

ادامه دارد ….

منبع 

چگونه حساب کاربری خود را از سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی حذف کنیم؟

استو:

پاک کردن یک اکانت اینترنتی همیشه آنقدرها هم که فکر می‌کنیم ساده نیست. متاسفانه قانون و مراحل پاک کردن حساب کاربری در همه وب‌سایت‌های اجتماعی یکسان نیست و در برخی خداحافظی کردن واقعا کار حضرت فیل است!

چگونگی حذف اکانت تلگرام

برخی از سایت‌ها هستند که نمی‌دانیم به چه زبانی به آنها بفهمانیم که دیگر نمی‌خواهیم عضوشان باشیم، اما بر عکس وب سایت‌هایی هم هستند که رفتن از آن‌ها مثل آب خوردن است (شعورشان بالاست).

چه سخت و چه آسان، در مطلب زیر با روش‌های پاک کردن حساب کاربری از برخی از سایت‌های معروف آشنا می‌شوید:

فیس بوک

چگونه حساب کاربری خود را از سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی حذف ک

بله، سر آمد تمام شبکه‌های اجتماعی که تا ۳۰ ژوئن، ۱٫۳۲ میلیارد کاربر فعال داشت. پس مشخص است که ظاهرا رها شدن از دست این شبکه کار چندان ساده‌ای هم نیست. پیش از اینکه از دست زاکربرگ عصبانی شوید، کمی فکر کنید. خب معلوم است، رها شدن از فیس‌بوکی که به حسابش برای دسترسی به برخی از سایت‌ها نیاز است، نباید هم ساده باشد.

اما اگر واقعا تصمیم‌تان جدی است، سری به بخش تنظیمات Security بزنید و Deactive your Account را انتخاب کنید. البته فیس بوک همین موقع‌هاست که وارد عمل می‌شود و با نشان دادن تصاویری از دوستانتان تلاش بر قانع کردن شما به ماندن دارد، اما اگر مصمم باشید، این بار دیگر کوتاه می‌آید و از شما دلیل ترک شبکه و چند مورد دیگر را می‌پرسد.

دی اکتیو کردن، اکانت شما را به حالت خواب می‌برد و امکان بازگشت دوباره وجود دارد، ولی اگر می‌خواهید کاملا حساب خود را پاک کنید باید از اینجا اینکار را انجام دهید. البته حتما توجه کنید که طبق قوانین فیسبوک که آنها را هنگام ثبت نام پذیرفته‌اید، اطلاعات شما بسته به میزانی که به اشتراک گذاشته بودید، قابل رویت خواهد بود. یعنی مثلا اگر کامنتی زیر عکسی گذاشته بودید، حتی پس از پاک شدن اکانت، همانجا خواهد ماند.

توییتر و واین (Vine)

برای پاک کردن حساب توییتر با پی سی وارد این صفحه شوید (با موبایل امکان پذیر نیست) و اکانت خود را دی اکتیو کنید. پس از ۳۰ روز در صورت دوباره فعال نکردن، اکانت پاک می‌شود.

برای پاک کردن «واین» هم می‌توانید با پاک کردن حساب توییتر خود این کار را انجام دهید، اما اگر می‌خواهید واین را بدون توییتر پاک کنید، در برنامه ویژه iOS به این آدرس Settings> Your Content بروید و Deactivate Account را انتخاب کنید. در اندروید روی آیکن این برنامه کلیک کنید، به تنظیمات بروید و Deactivate را انتخاب کنید.

البته این کار کل حساب را پاک نمی‌کند و ۳۰ روز فرصت بازگرداندن آن را دارید. پاک کردن کامل این حساب با نگه داشتن حساب توییتر باید از طریق پر کردن فرم پشتیبانی واین صورت گیرد.

گوگل

گوگل یک کمپانی بزرگ است و سرویس‌های خدماتی زیادی دارد، آفیس سوئیت، گوگل درایو، ایمیل و جیمیل، بلاگر، گوگل پلی استور، تبلیغ با AdSense، اشتراک گذاری ویدئو با یوتیوب و شبکه اجتماعی ویژه خودش با نام گوگل پلاس.

چگونه حساب کاربری خود را از سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی حذف کن

برای پاک کردن این همه حساب کاربری بهترین کار رفتن به این صفحه است. این صفحه تنها راه چاره است. البته برخی از این حساب‌ها مثل بلاگر قابل پاک شدن آن هم به صورت کامل نیستند و تنها بلاگ‌های زیر مجموعه آن پاک می‌شوند. یوتیوب هم اگر با گوگل پلاس لینک شده باشد، کار دشوار می‌شود.

برای پاک کردن حساب گوگل پلاس از این صفحه باید اقدام کرد، که البته در این صفحه از عواقب پاک کردن این حساب و تاثیر آن بر روی دیگر حساب‌های گوگل نیز آگاه می‌شوید.

لینکدین

لینکدین را می‌توان کاراترین شبکه اجتماعی در زمینه کاری دانست. برای بستن اکانت در این شبکه باید از طریق پی‌سی به  Account & Settings بروید و سپس Privacy & Settings را بفشارید. به تب Accounts بروید و گزینه Close Your Account را بیابید و برای خروج‌تان یک دلیل بی‌آورید و سپس Continue را بفشارید.

اگر از پاک کردن اکانت خود پشیمان شدید با Customer Service تماس بگیرید و ایمیل خود را تایید کنید.

مایکروسافت

برای بستن حساب‌های مرتبط به مایکروسافت مثل Outlook.com ،Skype ،Xbox Live وMicrosoft Office 365، کافیست که لینک Close account را که پایین حساب شما قرار گرفته انتخاب کنید. مایکروسافت این قول را می‌دهد که اطلاعات مرتبط به حساب را پس از بستن، کاملا از بین ببرد.

البته این بستن اکانت برای آن‌هایی که برای دریافت خدمات پول پرداخت می‌کنند، به همین سادگی‌ها نیست.

اسکایپ

قبلا پاک کردن حساب اسکایپ غیر ممکن بود، ولی الان می‌توانید با دسترسی به سایت اسکایپ و تایید هویت چند تا از کانتکت‌هایتان و ایمیلی که برای ورود به اسکایپ استفاده می‌کردید این کار را انجام دهید. این روش فقط برای آن‌هایی کار می‌کند که از آی‌دی اسکایپ استفاده می‌کنند و برای کسانی که از آی‌دی مایکروسافت برای اسکایپ استفاده می‌کنند، جواب نمی‌دهد.

یاهو و فلیکر

وقتی حساب کاربری یاهو را پاک می‌کنید به صورت خودکار از سرویس‌هایی مثل Yahoo Mail ،Yahoo Messenger ،Yahoo Groups ،Flickr و غیره خارج می‌شوید. به این صفحه بروید و پیش از پاک کردن اکانت خود مطالب نوشته شده را بخوانید. پیش از پاک شدن کلی حساب‌تان ۹۰ روز فرصت دارید.

چگونه حساب کاربری خود را از سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی حذف کنی

پاک کردن یاهو، فلیکر را هم پاک می‌کند، اما می‌توانید بدون پاک کردن یاهو فلیکر را پاک کنید. برای اینکار به این صفحه بروید.

تامبلر (Tumblr)

یاهو تامبلر را خرید، ولی این سایت هنوز هم بخش ورود مجزای خودش را دارد. شما می‌توانید با Account Manager بلاگ‌های خود را بدون از بین بردن اکانت پاک کنید. برای پاک کردن کلی نیز باید به این صفحه بروید.

ردیت (Reddit)

برای کاربران ردیت پاک کردن اکانت به سادگی رفتن به Preferences>Deletion است.

اورنوت (Evernote)

چگونه حساب کاربری خود را از سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی حذف کنیم

برای پاک کردن حساب در اورنوت باید لاگین شوید و هرچه را که آنجا ذخیره کرده‌اید، پاک کنید و پس از آن سطل آشغال را نیز خالی نمایید و سپس به صفحه Deactivate Action page بروید. فقط به خاطر داشته باشید که این کار حساب شما را کاملا پاک نمی‌کند و تنها دیگر اجازه دسترسی با ایمیل فعلی‌اتان را نمی‌دهد.

پینترست (Pinterest)

در پینترست هم فقط می‌توانید حساب خود را دی اکتیو کنید و این حساب قابلیت پاک شدن ندارد. برای دی اکتیو کردن به بخش تنظیمات بروید و دکمه Deactivate Account را بفشارید. غیر فعال کردن اکانت در این سرویس به معنای قطع دسترسی به تخته پین‌ها و بسته شدن لینک به فیس بوک و توییتر است.